این یعنی همون که سهراب میگه: زندگی یعنی عشق به توان ابدیت. اگر اینجوری دوست داشتی و عاشق بودی، دوست داشتن و عشق رو فهمیدی. یعنی دوست داشتن بدون اجبار. یا همون که حافظ می گه: اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم..
من که اینکارو کردم! هرچندنفهمید...اما احساس ندامت نمی کنم...جاش باشه انجامش میدم چون معتقدم اینکارا اول خودمو راضی می کنه دوم اینکه این منم .نمیتونم بخاطردیگران بیتفاوتی دیگران کس دیگه ای بشم.امادوستی چیز جالبی بود!!!
پیدا میشن...کمیابه اما نایاب نیست اما متاسفانه اینقدر دنیا بده که ارزشش رو اونی که باید بفهمه نمیفهمه، بعد با بی تفاوتی از کنارت رد میشه و میگه: "این نوع دوست داشتنی که تو میگی تو قصه هاست نه دنیای واقعی" بعد تو میمونی و یه دل که تا آخر عمر نمیدونی باهاش چکار کنی...
نظرها
زندگی یعنی عشق به توان ابدیت.
اگر اینجوری دوست داشتی و عاشق بودی، دوست داشتن و عشق رو فهمیدی. یعنی دوست داشتن بدون اجبار.
یا همون که حافظ می گه:
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم..
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید!
هنوزم در پي اونم كه عمري مرحمم باشه
بعد تو میمونی و یه دل که تا آخر عمر نمیدونی باهاش چکار کنی...